ورود     ثبت نام
Skip Navigation Links
خانه
اطلاع‌رسانیExpand اطلاع‌رسانی
هنرمندانExpand هنرمندان
درباره استانExpand درباره استان
واحدهای هنریExpand واحدهای هنری
منابع محتوایی Expand منابع محتوایی
تولیداتExpand تولیدات
درباره ماExpand درباره ما
 
 

 

نگاهی به کنایه
ادبیات و به ویژه شعر ، شیوۀ غیر مستقیم بیان اندیشه و گریز از منطق عادی گفتار است. کنایه نیز یکی از راههای بیان غیرمستقیم اندیشه می باشد و از دیرباز مورد توجه شاعران و صاحبنظران بوده است...
تعداد مشاهده : 6607 مقالات ادبی  شنبه، 10 بهمن 1388  08:34:36


قسمت اول

چکیده :
ادبیات و به ویژه شعر ، شیوۀ غیر مستقیم بیان اندیشه و گریز از منطق عادی گفتار است. کنایه نیز یکی از راههای بیان غیرمستقیم اندیشه می باشد و از دیرباز مورد توجه شاعران و صاحبنظران بوده است. معنی لغوی کنایه ، ترک تصریح می باشد. اصطلاح کنایه در ادبیات به الفاظ گوناگون و تعابیر متنوعی تعریف شده است که جمع بندی آنها این است : " کنایه عبارت است از ایراد لفظ و ارادۀ معنی غیرحقیقی آن به نحوی که بتوان معنی حقیقی آن را هم اراده کرد". در واقع فاصلۀ بین کنایه یا مجاز اندک است و آن این است که در مجاز ارادۀ معنی حقیقی جایز نیست.

در شعر فارسی ، غزلیات حافظ سرشار از صورخیال و از جمله کنایه است . لذا برای تبیین کنایه ، برخی از کنایات به کار رفته در شعر حافظ را شاهد مثال آورده ایم.

- واژه های کلیدی : کنایه - صورخیال - علم بیان-حافظ

الف- تعریف کنایه
ادبیات و به ویژه شعر ، شیوۀ غیرمستقیم بیان و اندیشه و گریز از منطق عادی گفتار است. از این روی در گزارش لحظه ها و اندیشه ها ، شاعران از صورتهای گوناگون خیال و شیوۀ بیان معانی به شکل غیرمستقیم استفاده می کنند. کنایه نیز یکی از صورخیال است و از دیرباز مورد توجه اهل ادب و منتقدان ادبی بوده است . اینک به ذکر تعاریف ارائه شده برای کنایه و آوردن مثالهایی برای آن از منابع مختلف می پردازیم. اساس این تحقیق بر کتاب گرانسنگ " معالم البلاغه " تألیف مرحوم محمد خلیل رجایی پی ریزی شده است. ایشان در کتاب خود و تعریف از کنایه به دست می دهد . یکی از قول " خطیب دمشقی " صاحب کتاب " تلخیص المفتاح" که کنایه را " ذکر ملزوم و ارادۀ لازم یا ذکر لازم ملزوم " تعریف کرده است و دیگری بنا بر مذهب سکاکی : " لفظی که اراده شود از آن لازم معنی اصلیش با جواز ارادۀ معنی اصلی در حین ارادۀ لازم " که البته قول اول اشهر و معروف تر است. می دانیم که کنایه در لغت به معنی ترک تصریح است ، لذا یکی از شیوه های بیان غیرمستقیم محسوب می شود. مثلاً به جای آنکه صراحتاً بگوییم " فلانی قامت بلندی دارد " می گوئیم " فلانی طویل النّجاد است " یعنی بند شیمشیرش بلند است. در واقع از لفظ " طویل النجاد" ، بلندی قامت که لازم معنی اصلی یعنی بلندی بند شمشیر است اراده شده است.

همچنینی است در " کثیر الرماد" که در معنی اصلی یعنی کسی که خاکستر خانه اش زیاد است ولی از آن معنی کثرت ضیافت را که لازم کثرت رماد است اراده می کنند ، یعنی جواز ارادۀ ملزوم که معنی اصلی باشد با ارادۀ لازم.

" مرحوم جلال الدین همایی " در کتاب " فنون بلاغت و صناعات ادبی " کنایه را چنین تعریف کرده است: " کنایه در لغت به معنی پوشیده سخن گفتن است و در اصطلاح ، سخنی است که دارای دو معنی قریب و بعید باشد و این دو معنی لازم و ملزوم یکدیگر باشند . پس گوینده آن جمله را چنان ترکیب کند و به کار برد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور منتقل شود."

" دکتر جلیل تجلیل " هم در کتاب " معانی و بیان " خود " ذیل " کنایه " می نویسد:

" کنایه مصدر (کنی یکنی ) یا ( کنا یکنو ) یعنی هم به صورت ناقص یائی و هم ناقص واوی بمعنی پوشیده سخن گفتن است . اما در زبان هنر بیان ، عبارت است از ایراد لفظ و ارادۀ معنی غیرحقیقی آن ، به گونه ای که بتوان معنی حقیقی آن را هم اراده کرد"

در کتاب " ادبیات فارسی " تألیف حین دهنوی چنین آمده است:

" کنایه در لغت عبارت از تعریض و تر کتصریح و در اصطلاح علم بیان به کار بردن لفظ و اراده لازم معنی آن لفظ است . به عبارت دیگر کنایه عبارت است از اینکه لفظی را به کار برند ولی به جای معنی اصلی یکی از لوازم آن معنا را اراده کنند".

دکتر بهروز ثروتیان در کتاب خود با عنوان " بیان در شعر فارسی " می نگارد:

" هرگاه کلمه و کلام ، علاوه بر معنی حقیقی و ظاهری خود معنی مقصود دیگری را نیز به همراه داشته باشد این معنی مقصود را معنی کنایی کلمه و کلام می نامند".

آنچه تاکنون نگاشته شد تعریف کنایه به نقل اط معاصرین و متأخرین بود. ناگفته پیداست که این تعریف ها با اندک تغییری در ارائه ، همان تعاریف متأخرین از کنایه است.

پس بهتر آن است که به منابع اصلی مراجعه کنیم و تعاریف مرجع را ذکر نمائیم.

در کتاب " الطراز " کنایه به این صورت تعریف شده است :

" کنایه دوری از تصریح به چیزی است با آوردن مساوی آن چیز از نظر ملازمت ، تا شنونده به ملزوم آن منتقل شود " ( علوی ، الطراز ، ج1 ، ص361)

ابن اثیر در " المثل السائر " می گوید:

" کنایه هر کلمه ای است که دلالت بر معنایی کند که هم بر حقیقت بتوان حمل کرد و هم بر مجاز ، با وصف جامعی که میان حقیقت و مجاز هست " ( بدوی طبانه ، البیان ، ص 177)

همو در " مفتاح العلوم " می گوید:

" کنایه ترک تصریح به ذکر چیزی است و آوردن ملازم آن تا از آنچه در کلام آمده به آنچه نیامده انتقال حاصل شود " ( همان کتاب ، همان صفحه ) .

از نظر " ابوعبیده" صاحب " مجاز القرآن " هر نوع عدم تصریحی از مقولۀ کنایه است.

در آثار قدما بیشتر عنوان کنایه را همراه با تعریض می بینیم از قبیل آنچه در کتاب " البدیع " و کتاب " البیان و التبیین " جاحظ و " الصناعتین " دیده می شود.

" تفقازائی " در " مطول " خود می گوید : " کنایه رساتر از تصریح است "

و " عبدالقاهر جرجانی " در " دلایل الاعجاز " می نویسد : " وقتی کنایه ای در سخن آورده شود بدین معنی نیست که بر ذات آن چه افزوده شود بلکه مقصود این است که در اثبات و پایدار کردن آن چیز افزوده گردد یعنی آن مفهوم را رساتر و مؤکدتر و شدیدتر بیان نمائیم ".

در هر حال کنایه از طبیعی ترین راههای بیان است که در گفتار عامۀ مردم و امثال و حکم رایج در زبان ایشان فراوان می توان یافت.

در شعر نیز بخصوص در انواع هجو ، کنایه قوی ترین راه القاء معانی است چنانکه در ادامۀ این تحقیق به ذکر مثالهایی در این باب خواهیم پرداخت.

ب) تمیز کنایه از دیگر صورتهای خیال :

1-فرق بین مجاز و کنایه :
در مجاز ارادۀ معنی حقیقی بهچئجه جایز نیست مثلاً در مثال : " رأیتُ اسداً فی الحمام " با ارادۀ رجل شجاع دیگر صحیح نیست که حیوان مفترس هم اراده شود زیرا لازمۀ مجاز مقارنت آن با قرینۀ مانع از ارادۀ معنی حقیقی (قرینۀ صارفه ) می باشد. اما در کنایه ارادۀ معنی حقیقی ، منعی ندارد . مثلاً در تعبیر " طویل النجاد " هیچ مانعی نیست که منظور گوینده ، " بلندی شمشیر " باشد ، هر چند مقصود " بلندی قامت " بوده است . باید توجه داشت که فرق مجاز و کنایه اندک است . با هر دو خواننده به سوی معنایی دیگر در کلام هدایت می شود و شاید به همین ملاحظه جمعی از منتقدان ، کنایه را هم نوعی مجاز دانسته اند که این سخن غریبی نیست از جمله دکتر " عبدالحسین زرین کوب " در کتاب " شعر بی دروغ ، شعر بی نقاب " می نویسد:

" کنایه هم در واقع مجاز است الا اینکه ایهام دارد " (صفحۀ 61)

علمای بلاغت بجز دستۀ کمی از جمله " ابن خطبی رازی " همگی عقیده دارند که کنایه از قلمرو مجاز به شمار می رود.


2- فرق بین استعاره و کنایه:

" ابن اثیر " کنایه از شاخه ای از استعاره می داند و در نظر او نسبت میان کنایه و استعاره نسبت خاص به عام است ، یعنی هر کنایه ای استعاره است ولی هر استعاره ای کنایه نیست . تفاوت دیگری هم دارند بدینگونه که در استعاره لفظ صراحت دارد ولی در کنایه تصریح نیست و کنایه از ظاهر لفظ عدول کردن است .

 

ادامه دارد ...

نویسنده: حسین عبدی ، مسوول واحد آفرینشهای ادبی
حوزه هنری استان گلستان



 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 
     
تمام حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری گلستان می‌باشد | نقشه سايت