ورود     ثبت نام
Skip Navigation Links
اطلاع‌رسانیExpand اطلاع‌رسانی
هنرمندانExpand هنرمندان
واحدهای هنریExpand واحدهای هنری
منابع محتوایی Expand منابع محتوایی
تولیداتExpand تولیدات
درباره ماExpand درباره ما
جشنوارهExpand جشنواره
خانه
 
 

 
تاریخ انتشار  :  10:08 صبح ۱۳۸۹/۶/۱۰
تعداد بازدید  :  2424
Print
   
شاهرخ رحيمي، گيتاريست گرگاني
شنونده فهيم، به هنرمند انگيزه نواختن مي‌دهد

شاهرخ رحيمي برجسته‌ترين نوازنده گيتار كلاسيك در گرگان و دشت است. او متولد گرگان است و اگرچه سال‌هاي بسياري را در تهران زندگي كرد اما چند سالي مي‌شود كه مجددا زادگاه خود را براي سكني برگزيده است و اين روزها مشغول تدريس گيتار به علاقه‌مندان اين ساز است.

 
شاهرخ رحيمي برجسته‌ترين نوازنده گيتار كلاسيك در گرگان و دشت است. او متولد گرگان است و اگرچه سال‌هاي بسياري را در تهران زندگي كرد اما چند سالي مي‌شود كه مجددا زادگاه خود را براي سكني برگزيده است و اين روزها مشغول تدريس گيتار به علاقه‌مندان اين ساز است.


- سال 88 سال خوب و پركاري براي اهالي موسيقي بود؟
نه. من فكر مي‌كنم براي پركار بودن بايد خيلي فعال‌تر از اين عمل كرد. هنوز خيلي جا براي كار كردن هست. برگزاري يك كنسرت در طول يك سال اصلا مفهوم پركاري نيست، اما خوب به هر حال بهتر از هيچي است.

- وضعيت در استان هاي ديگر چه طور بود؟ به نسبت استان‌هاي هم رديف خودمان آيا وضع در گلستان بهتر بوده؟
 شرايط در استان گلستان خيلي بازتر است. موزيسين‌هاي بنام و قهاري از قديم داشتيم. هنرمنداني چون محمدرضا لطفي، آقاي طلوعي، پژمان طاهري و خيلي هاي ديگر كه نامشان فضاي استان را نسبت به جاهاي ديگر خيلي هنري‌تر كرده است.

- فكر مي كنيد صرف داشتن اين نام‌آوران براي يك استان كافي باشد كه بگوييم فضا باز است؟
نه، اصلا. مي‌خواهم بگويم اين‌ها نشانگر آن است كه قابليت اين استان خيلي بيش از اين چيزي است كه الان داريم مي‌بينيم و جا براي كار وفعاليت بيش از اين وجود دارد.

 بسياري از استانهاي كشور اين ميزان نام‌آوراني كه ما در عرصه موسيقي داريم را ندارند اما امروز مي بينيم كه بهتر و جلوتر از ما در عرصه موسيقي حركت مي كنند

ببينيد تصور من اين است كه در حال حاضر بيشترين نياز جامعه، ارائه موزيك است. بايد به صورت مداوم كنسرت برگزار شود. بخشي از اجراي كنسرت‌ها را بايد به عهده هنرمندان داخل استان گذاشت و تعداد زيادي را هم بايد از جاهاي ديگر دعوت كرد تا استمرار و تنوع فعاليت‌ها حفظ شود. من به شدت معتقدم كه مردم بايد ياد بگيرند كه موزيك‌هاي خوب و با كيفيت را بشنوند و در حال حاضر متاسفانه در اين بخش خيلي خيلي كند حركت مي‌كنيم. تعداد كنسرت‌ها در هر سال شايد به تعداد انگشتان دو دست هم نمي‌رسد. كلا شاهد برنامه‌هاي خوبي در عرصه موسيقي در كشور نيستيم

- منظورتان از برنامه هاي خوب غير از اجراي كنسرت چيست؟
مي‌شود سمينارهايي گذاشته شود و از اساتيد اين رشته دعوت شود تا اطلاعات خود را راجع به موسيقي با مردم در ميان بگذارند. اطلاعاتي نظير تاريخ موسيقي، تحول موسيقي، روند تكامل سازها، تقابل فرهنگ‌ها و تاثيراتي كه موسيقي در طي قرن‌ها به خودش ديده است. اين‌ها مي‌تواند در ارائه شناخت به مردم در خصوص موسيقي بسيار موثر باشد. اصولا آگاهانه شنيدن موسيقي به مردم شناخت مي‌دهد كه به نظر من يك مقوله بسيار بسيار مهم است.

- مقوله آگاهانه شنيدن؟
- بله، ببينيد موسيقي در زندگي همه ما وجود دارد. اما به واقع چند نفر را سراغ داريد كه موسيقي را صرفا به خاطر خود موسيقي گوش دهند. معمولا ما در كنار انجام كارهاي ديگر مثل رانندگي، يا در رستوران موقع غذا خوردن موسيقي هم گوش مي دهيم. يعني موسيقي محض نمي‌شنويم. آگاهانه شنيدن موسيقي به آموزش نياز دارد. بگذاريد اين را هم بگويم كه به نظر من، ما آنقدر كه به شنونده فهيم نياز داريم به نوازنده احتياج نداريم. به عنوان مثال يك اركستر خوب مي‌تواند سال‌ها به شهرها و كشورهاي مختلف سفر كند، كنسرت‌هاي منظم برگزار كند و شنونده‌هاي خوب و حرفه‌اي براي خود جذب كند. ما به شنونده‌هاي آگاه احتياج داريم.

- فكر مي‌كنم اگر اين اتفاق بيفتد انگيزه موزيسين‌ها هم براي نواختن و اجراها بيشتر مي‌شود، اين طور نيست؟
- اين مطلب در همه جا مصداق دارد كه مستمع، صاحب سخن را بر سر ذوق آورد. شنونده آگاه رسالت نوازنده را براي جدي‌تر كار كردن خطيرتر مي‌كند و به او جرات مي‌دهد تا از ارائه كارهاي جديد واهمه نداشته باشد. مشكلي كه در حال حاضر خيلي از موزيسين ها خصوصا هنرمنداني كه موسيقي غيرايراني كار مي‌كنند با آن دست به گريبانند آن است كه مدام هنگام آماده كردن قطعات براي اجرا با خود فكر مي‌كنند كه مثلا فلان قطعه را اجرا نكنند شايد خارج از حوصله مردم باشد يا شنونده را خسته كند

- يعني يك جورهايي خودسانسوري مي كنند
بله چيزي شبيه به اين. البته شايد حق هم داشته باشند، چون هيچ چيزي بدتر از اين نيست كه موزيسين ببيند شنونده هنگام اجراي كار او خميازه مي‌كشد يا به اجرا بي‌توجه است

رسانه‌ي فراگير راديو تلويزيون هم خيلي به موسيقي‌هاي غربي نمي‌پردازد و به همين خاطر شايد مردم خيلي به شنيدن آن عادت ندارند

اصلا راديو تلويزيون برنامه ويژه موسيقي ندارد. عليرغم تعداد زياد شبكه‌هاي سراسري،‌ استاني و راديو هيچ يك برنامه ويژه موسيقي يعني برنامه‌اي كه به فرهنگ سازي مبادرت كند ندارند. كمتر رخ داده كه يك قطعه كامل را از ابتدا تا انتها از راديو تلويزيون بشنويد. موسيقي معمولا لابه‌لاي برنامه‌ها پخش مي‌شود و اين اصلا خوب نيست.

- با اطلاع از وجود همه اين كمبودها چگونه مي‌توان شنوايي مردم را براي شنيدن قطعات ناب و خوب موسيقي تربيت كرد؟
بايد عادت شنيداري ايجاد شود

- خوب اين عادت چگونه بايد ايجاد شود؟
بر اثر تكرار. مردم بايد خودشان هم تلاش كنند تا موزيك خوب را انتخاب كنند و بشنوند. ضمن اين كه ارائه اطلاعات راجع به قطعات مختلف موسيقي به شنوندگان هم مي‌تواند تاثير بسزايي در نزديكي مردم با موسيقي داشته باشد و االبته مهم‌تر از همه اين‌ها ديدن نواختن ساز توسط هنرمند هم در اين ميان از اهميت بسياري برخوردار است.

- چرا؟
اگرچه موسيقي هنر شنيداري و سمعي است اما بخش زيادي از آن از طريق ديدن ارتباط پيدا مي كند. شما به مراتب لذت و درك و دريافت بهتري از يك قطعه موسيقي خواهيد داشت وقتي نواختن يك قطعه موسيقي را مي‌بينيد تا اين كه آن را صرفا بشنويد. تمام حالت‌هاي نوازنده هنگام نواختن مي‌تواند در ايجاد اين ارتباط موثرباشد. ياد حرفي از آقاي سقايي افتادم. ايشان مي‌گفت شنيدن موسيقي از طريق سي دي مثل غذاهاي كنسروي است مطمئنا غذاي تازه، عطر و طعمي دارد كه با كنسرو شده آن نمي‌شود قياس كرد. به همين خاطر هم هست كه اگرچه تكنولوژي ضبط طي قرن بيستم خيلي پيشرفت كرد اما همچنان سالن‌هاي كنسرت مملو از جمعيت مي‌شود و مردم دوست دارند كنسرت‌ها را از نزديك ببينند.

- فكر مي‌كنيد ساز زدن در نشست‌هاي خصوصي با تعداد افراد كم و معدود چه قدر مي‌تواند به اشاعه موسيقي در جامعه كمك كند؟
من خيلي به اين موضوع اعتقاد دارم. من هميشه مي‌گويم هر جا يك جفت گوش مجاني پيدا كرديد حتما كار ارائه دهيد. اصلا هنر بدون مخاطب اساسا فلسفه وجودي‌اش زير سوال مي‌رود. همه هنرمندان از نقاش و موزيسين و فيلمساز و شاعر همه و همه نياز به مخاطب دارند. اگر يك شاعر شعر بگويد اما مخاطبي نباشد كه شعر او را بشنود و بفهمد، شعر او به چه كاري مي‌آيد؟ از آنجا كه من علاوه بر نواختن كار تدريس هم انجام مي‌دهم هميشه شعارم اين است كه ما قبل از اين كه يك معلم موسيقي باشيم بايد يك مبلغ موسيقي باشيم. جذب كردن آدم‌ها به سمت موسيقي در اولويت است.

- وضعيت آموزش موسيقي را در استان چه طور ارزيابي مي كنيد؟ آيا تعداد آموزشگاه‌هاي موسيقي ما به نسبت علاقه‌مندان كافي هست؟
اول بايد بررسي كرد و ديد كه آيا به اندازه كافي معلم مجرب در استان داريم كه آموزشگاهها را تغذيه كنند يا نه...

- حالا به نظر شما معلم مجرب به اندازه كافي داريم؟
فكر نمي‌كنم. چون در طول اين سال‌ها سيستمي نبوده كه به شكل فراگير موزيسين تربيت كند. يكي دو دانشگاه بودند كه هنوز به همان شكل قديم دارند فعاليت مي‌كنند. دانشگاه هنر، دانشگاه تهران و حالا هم دانشگاه آزاد. واقعيت اين است كه موزيسين‌هاي زيادي به شكل آكادميك تربيت نشده كه اگر اين اتفاق افتاده بود وضعيت ما در عرصه موسيقي بايد خيلي بهتر از اين مي‌بود. متاسفانه انقدر كه حساسيت روي برگزاري كنسرت و مجوز ضبط البوم و فعاليت‌هايي از اين دست وجود دارد نظارت و حساسيتي روي فعاليت‌‌هاي آموزشي وجود ندارد. در حالي كه اين بخش حساس‌تر از بقيه بخش هاست. يك معلم خوب نه تنها مي‌تواند يك ساز را خوب آموزش دهد بلكه مي‌تواند انسان سالم تحويل اجتماع دهد، ديدگاه‌هاي مثبت به هنرجوي خود القا كند و به رشد و تعالي شخصيت هنرجوي خود را كمك كند كه خوب متاسفانه فعلا كمتر شاهد چنين اتفاقاتي هستيم. براي اخذ مجوز آموزشگاه موسيقي يك امتحان ساده در حد تئوري و كمي هم تست نواختن گرفته مي‌شود و تمام. اقدام قابل توجه ديگري هم بعد از آن انجام نمي‌شود.

- آموزشگاه‌هاي موسيقي چه قدر در تحويل يك موزيسين مجرب و خوب به جامعه موسيقي موثر هستند؟
واقعيت اين است كه آموزشگاه‌ها بيشتر جنبه تفنني دارند. كسي كه مي‌خواهد يك موزيسين حرفه‌اي شود از آموزشگاه‌هاي موسيقي به جايي نخواهد رسيد. مي‌توان با يك بررسي آماري هم دريافت كه مثلا از 5سال گذشته تاكنون چند نوازنده خوب چه در سازهاي سنتي و چه در سازهاي كلاسيك از اموزشگاه‌ها بيرون آمده‌اند.

- يعني اگر فردي امكان تحصيل در مراكز آموزشي دانشگاهي يا هنرستان موسيقي را نداشته باشد در زمينه موسيقي حرفه اي نمي‌شود؟
چرا كه نه. هر كسي كه راه را ادامه دهد و كلاس‌ها و دوره‌هاي بيشتري را با پشتكار بيشتري بگذراند قادر است هنر خود را به تكامل و تعالي برساند.

- ارتباط شما با حوزه هنري چگونه است؟ فعاليت هاي حوزه را در ارتباط با موسيقي چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
من از زماني كه به گرگان آمدم با حوزه هنري ارتباط داشتم و مسئولينحوه هم براي من يك برنامه كنسرت در سال 87 ترتيب دادند. در كلاس‌هاي سوره هم به هنرجويان بازيگري، موسيقي در هنرهاي نمايشي تدريس مي‌كنم.

- فعاليت‌هاي حوزه را به عنوان نهادي كه وظيفه اشاعه هنر ديني را دارد چه طور مي‌بينيد؟

رويكرد حوزه هنري به هنر نسبت به جاهاي ديگر خيلي جدي‌تر است. حوزه تلاش مي‌كند سلسله مراتب اداري را حتي‌المقدور خلاصه كند و همين امر كارها را سريع‌تر پيش مي‌برد و اين خيلي خوب است.

- منتظر اجراي كنسرت در سال جديد از سوي شما باشيم؟
من عاشق نواختن هستم. موزيسيني كه روزي چند ساعت تمرين مي‌كند فقط به اين اميد است كه بتواند كارش را ارائه دهد و من حتما براي اجراي كنسرت پيگير خواهم بود. اما در همين باره يك نكته وجود دارد و آن اين كه عليرغم آنكه گرگان دست كم در زمينه گيتار نسبت به خيلي از شهرهاي ديگر از وضعيت خوبي برخوردار است و نوازنده‌ها و معلمين خوبي هم دارد اما متاسفانه موزيسين‌ها به ارائه كار اهتمام نمي‌كنند.

- نمي‌خواهند كار ارائه كنند يا به دليل سختي در اخذ مجوز نمي‌توانند كار ارائه دهند؟
به هر حال هر كس كه مي‌خواهد هنرش را ارائه دهد مشكلاتش را هم مي‌پذيرد و با آن كنار مي‌آيد. سيستم پر پيچ و خم اداري و مشكلاتي از اين دست به هر حال وجود دارند ولي نمي‌توان دست روي دست گذاشت و هيچ كاري نكرد و تنها به انتظار آينده نشست.

- و كلام آخر؟
ببينيد، اگرچه فعاليت‌هاي هنري در خلوت هنرمند شكل مي‌گيرد اما وقتي قرار است كار ارائه شود نياز به حمايت بيروني مثل نهادهاي فرهنگي. هنرمند تا آنجا كه هنرش مربوط به خودش مي‌شود مشكلي ندارد ولي به محض اين كه قرار است حضور اجتماعي پيدا كند و كارش را ارائه كند كمبودها خود را به رخ مي‌كشند. هر چه قدر اين معضلات و پيچ و خم‌ها كم شود ارائه كار راحت‌تر و انگيزه هنرمند قوي‌تر است. هر پروژه كاري هنرمند بايد همه مراحل خود از ساخت و تنظيم و اجرا تمام و كمال بسته شود تا يك كار جديد شروع شود. وقتي كاري از قبل باقي مي‌ماند سد راه كار بعدي هنرمند مي‌شود. هرچه روند ارائه كار براي هنرمند آسان‌تر شود زايش و خلق اثر هنري جريان سيال‌تري خواهد داشت.
 

گفتگو از : مهشید گودرزیان
حوزه هنری استان گلستان


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

     

تمام حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری گلستان می‌باشد | نقشه سايت