ورود     ثبت نام
Skip Navigation Links
اطلاع‌رسانیExpand اطلاع‌رسانی
هنرمندانExpand هنرمندان
واحدهای هنریExpand واحدهای هنری
منابع محتوایی Expand منابع محتوایی
تولیداتExpand تولیدات
درباره ماExpand درباره ما
جشنوارهExpand جشنواره
خانه
 
 

 
تاریخ انتشار  :  13:31 عصر ۱۳۸۹/۹/۲۱
تعداد بازدید  :  1817
Print
   
گفتگو با کوشان یغمایی - نوازنده گلستانی

کوشان یغمایی متولد 1344 در گنبد کاووس می باشد. فراگیری تنبک را از سال 1362 نزد مرحوم استاد "امیر ناصر افتتاح" شروع کرد.

کوشان یغمایی متولد 1344 در گنبد کاووس می باشد. فراگیری تنبک را از سال 1362 نزد مرحوم استاد "امیر ناصر افتتاح" شروع کرد.

، بعد از آشنایی با استاد "ناصر فرهنگ فر" آمیخته ای از نوازندگی شیوه قدیم تنبک و شیوه نوین نوازندگی تنبک استاد فرهنگ فر را سرلوحه نوازندگی خود قرار داد. بعد از آشنایی با کیوان ساکت از سال 1364 علاوه بر ادامه روند فعالیت های عملی ، به فراگیری سه تار و ردیف های موسیقی ایرانی پرداخته ، اجرای کنسرتهای متعددی در تهران و شهرستانها و برخی از کشورها منجمله آلمان ، فرانسه، سوئد ، انگلیس ، ایتالیا و هلند و همکاری  با اساتید برجسته ای چون پرویز مشکاتیان ، محمدرضا لطفی ، محمد موسوی ، حسن ناهید ، مرحوم ایرج بسطامی ، علیرضا افتخاری ، مسعود شعاری ، کیوان ساکت و شهرام میرجلالی را نیز در پرونده هنری خود ثبت کرده است. گفت و گوی ما با این هنرمند گلستانی را بخوانید:

از مسیری که در عرصه موسیقی طی کرده اید بگویید.
بعد از آشنایی با کیوان ساکت کنسرتهای زیادی با هم داشتیم مثلا در نیشابور در محوطه مقبره عمر خیام ، در گرگان به مناسبت نمایشگاه اساتید خوشنویسی ، اما اولین کنسرت رسمی من برمی گردد به سال 1368 در تالار وحدت تهران همراه گروه عارف به نام "افشاری مرکب" به سرپرستی استاد پرویز مشکاتیان و خوانندگی مرحوم ایرج بسطامی ، این کنسرت اولین اجرای گروه عارف بعد از انقلاب اسلامی بود.

استاد مشکاتیان لطف کردند با وجود سن کم من و کیوان ساکت فرصت یک دو نوازی را به ما دادند. این برنامه برای من و فعالیت حرفه ای ام یک سکوی پرتاب محسوب شد. کنسرت بعدی با گروه عارف "همایون مرکب" با صدای ایرج بسطامی به مناسبت بزرگداشت خواجوی کرمانی در کرمان برگزار شد. در سال 1371 کنسرت شور را در تالار وحدت با صدای ایرج بسطامی اجرا کردیم که در این برنامه یک اجرای سه نوازی به همراه مونس شریف اف و بهداد بابایی داشتیم و هم چنین گروه نوازندگی تار به همراه کیوان ساکت که مورد استقبال قرار گرفت.

بعد از تشکیل گروه وزیری به سرپرستی کیوان ساکت کنسرت های زیادی با آواز ایرج بسطامی و سالار عقیلی در تهران و شهرستان ها و خارج از کشور داشتیم.

 در ادامه ، کنسرت های فراوانی در داخل از کشور به همراه هنرمندان برجسته ای چون محمد موسوی ، حسن ناهید و شهرام میرجلالی برگزار کردم.

در مجموع چند اثر از شما عرضه شده است؟
اولین اثر بنده همراه با مسعود شعاری به نام "شباهنگ" بود. بعد از آن "افق مهر" به آهنگسازی استاد مشکاتیان ، "باز آمدم" و "پاییز" با صدای علیرضا افتخاری ، " 18 قطعه برای تار" به همراه کیوان ساکت "بی کاروان کولی" با صدای مرحوم بسطامی و آهنگسازی کیوان ساکت ، "باران" با کیوان ساکت ، "جاودانه ها" با سامان احتشامی ،"بداهه‌خوانی و بداهه‌نوازی" با صدای مرحوم بسطامی و چندین کار متفاوت با گروه آفاق که در صدا و سیما اجرا و ضبط شده است.

علاوه بر تنبک ، شما سه تار هم می‌نوازید ، آشنایی شما با سه تار چگونه بود؟
فراگیری سه تار را از سال 1364 نزد کیوان ساکت شروع کردم . در ادامه ضمن همکاری و تلمذ از وی شروع به فراگیری شیوه نوازندگی خاص سه‌تار و ردیف‌های میرزا عبدا... نزد مسعود شعاری کردم. زحمات این استاد عزیز و همکاری با وی سبب بسیاری از موفقیت‌های بعدی من در کارهای هنری شد.

از برنامه‌ها و یا آثار در دست انتشار خود بگویید؟
از سال 1370 به بعد همیشه مشغول ساخت و جمع‌آوری آثاری از خود بودم که هیچ‌گاه به صورت جدی فرصت ضبط آنها را پیدا نکردم. اما در حال حاضر 2 مجموعه یکی بنام "واله" در مایه اصفهان و دشتی و دیگری در دستگاه ماهور آماده ضبط دارم. در این سال‌ها مشغول نگارش دو کتاب در زمینه آموزش تنبک و سلفژ آواز ایرانی که امیدوارم به یاری خداوند متعال بعد از تحقیقات مکفی این کتاب‌ها را عرضه نمایم.. ضمناً مجموعه "واله" و "بداهه‌نوازی ریتم و ملودی" را با همکاری دوستان هنرمند همدل آماده اجرا داریم.

این روزها برخی از صاحب‌نظران هنر موسیقی معتقدند که اغلب آثاری که اخیراً عرضه می‌شوند (به ویژه موسیقی پاپ) از هویت و اصالت ایرانی دور شده‌اند نظر شما در این باره چیست؟
گر غصه روزگار گویم // بس قصه بی‌شمار گویم
یک عمر هزار سال باید // تا من یکی از هزار گویم

اجازه می‌خواهم پاسخ به این سئوال را با مختصر توضیحی راجع به موسیقی و شعر آغاز کنم ، بعد تأثیر دو موسیقی ایرانی و پاپ را بر یکدیگر بررسی کنیم.

اصولاً مردم با موسیقی با کلام ارتباط عمیق‌تری برقرار می‌کنند و این را می‌توان در زمزمه‌های روزمره آنها مشاهده کرد. دو رکن اساسی در موسیقی با کلام یکی شعر و دیگری ملودی می‌باشد. حال کیفیت هر کدام از این دو رکن هرچه پر بارتر و زیباتر باشد طبیعی است ما شاهد اثری گرانبها خواهیم بود. و اگر هر یک از این دو دچار ابتذال و بی محتوایی کلام گردد طبعاً شاهد دوری از اصالت هنری خواهیم بود.

این دو سبک موسیقی اگر دارای ساختار درستی باشند نباید تأثیر منفی بر یکدیگر بگذارند ولی متأسفانه گاهی مشاهده می‌شود هنگامی که اثری از لحاظ ملودیک و یا شعر و یا ساختار آهنگسازی و ترکیب با شعر دچار نقصان می‌گردد ، جهت پوشش این نقصان دست به نوآوری‌هایی (به اصطلاح) می‌زنند که باعث دور شدن یک اثر از اصالت هنری خود می‌شود. نوآوری به شرط آنکه دارای پشتوانه فرهنگی و بسترساز رشد و ترقی هنر باشد بسیار لازم و ضروری است. اما نمی‌توان هر چیزی را به نام نوآوری در موسیقی معرفی کرد. به نظر بنده اگر هنرمندی مراتب هنر را پله به پله طی کرده و به علوم موسیقی تسلط کامل داشته باشد ، هیچگاه حاضر به خدشه‌دار کردن هنر و فرهنگ کشور خود نخواهد بود.

هر نوع از موسیقی به شرط سلامت ، جایگاه خاص خود را در اقشار مختلف مردم از لحاظ فکری دارد. اگر بتوانیم موسیقی پربار و مقدمات آشنایی و ارتباط با اشعار گرانبهای شاعران این مرز و بوم را به کودکان خود آموزش دهیم ، دیگر نگران نفوذ فرهنگ بیگانه نخواهیم بود ، چه بسا آنان باید عامل ترویج هنر غنی شرق باشند. در این چند سال اخیر شاهد استقبال بسیاری از جوامع غربی از هنرهای شرقی و ایرانی بوده‌ایم .

شما در بسیاری از آثار منتشر شده در غرب می‌بینید که چگونه از موسیقی ، شعر ، معماری ، خط و نقاشی ما استفاده کرده‌اند.


با توجه به موضوعاتی که مطرح گردید اصول آموزشی خودتان برای تدریس موسیقی چیست؟
من در تدریس خود هنرجویان پایه را به چند گروه سنی تقسیم می‌کنم و برای هر گروه با توجه به سن و هوش و پشتکارشان از متد آموزشی خاصی استفاده می‌کنم. در امر آموزش اولین چیزی که برایم بسیار قابل اهمیت است القاء و ارتقاء شخصیت هنری هر فرد قبل از تبحر در نوازندگی می‌باشد. به قول مرحوم استاد حسین تهرانی 99٪ قابلیت یک هنرمند ، "شخصیت" او و تنها 1٪ ، تکنیک و توانایی در نوازندگی می‌تواند باشد.

دومین مطلبی که سعی دارم در خلال آموزش مبانی موسیقی و نوازندگی به هنرجویان بیاموزم ، تشخیص و تفکیک موسیقی خوب از بد است. این یکی از مهمترین اصولی است که یک هنرجو باید در طول دوران هنرآموزی خود بدان دست یابد تا همیشه از گزند آسیب‌های هنری در امان باشد. در آخر با توجه به مطالب گفته شده و دوستی و همیاری با هنرجویان و تجاربی که در طی سالیان گذشته از اساتید خود کسب کرده‌ام و با تلفیق اینها با اندوخته‌های خودم سعی کرده‌ام با کوتاه کردن دوره مقدماتی آموزش ، اشتیاق هنرجویان را به حداکثر ممکن برسانم.


نحوه آموزش در میزان یادگیری درست و اصولی و پیشرفت در هر فن و هنری مهمترین نقش را ایفا می‌کند ، ارزیابی شما از وضعیت آموزش موسیقی در کشور چگونه است؟
سیستم آموزشی دچار معضلات عمده‌ای است ، یکی اینکه هر استاد متد و روش آموزشی خاص خود را دارد. از طرفی متأسفانه به جهت نبود یک اجماع هنری بین اساتید موسیقی متدهای آموزشی برای کودکان (که در بهترین سن فراگیری قرار دارند) نداریم.

برای قرار گرفتن در مسیر درست پیشرفت در موسیقی نیاز به یک متد واحد آموزشی در هر رشته سازی داریم و این جز با همفکری و تعامل اساتید میسر نخواهد بود.

حسنت باتفاق ملاحت جهان گرفت  //  آری باتفاق جهان می‌توان گرفت

یکی دیگر از معضلات ما متأسفانه استاد پروری در ایران است. درجه استادی در ایران تعریف نشده است. اجازه بدهید تعریفی از کلمه استاد برایتان داشته باشم و بعد نتیجه بگیریم.

به نظر بنده در موسیقی ایرانی استاد به کسی می‌گویند که مسلط بر ردیف‌های سازی و آوازی و دارای خلاقیت در بداهه‌نوازی و آهنگسازی باشد حال خود بخوان حدیث مفصل از این همه اساتیدی که در گوشه گوشه این مرز و بوم در حال ارتزاق از این هنر محجور می‌باشند. چگونه می‌توان استادانی همانند میرزا عبدا... ، آقا حسینقلی ، درویش خان ، وزیری ، مرتضی نی داوود ، ابوالحسن صبا، خالقی عبادی ، حسن کسایی و جلیل شهناز را که الحق اساتید شایسته موسیقی ایرانی‌اند با خیلی از باصطلاح استادان امروزی با مختصری سابقه هنری همطراز دانست؟. بنده معتقدم با معرفی آثار برجسته اساتید و پخش و تکثیر آن‌ها از طریق رسانه ملی می‌توان تأثیر بسزایی بر رشد سلیقه هنری مردم گذاشت. با ارتباط نزدیک و دلجویی از اساتید قدیمی به دوستی مردم با موسیقی اصیل این دیار و احیاء فرهنگ چندهزار ساله ایران می‌توان امید داشت و با تایید و نظارت اساتید، در چاپ و انتشار کتب موثق آموزش موسیقی در معرفی  مکتب‌های مختلف موسیقی سنتی کوشا بود.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید یک بازنگری جدی و دلسوزانه در امر صدور مجوزها برای آموزشگاه‌های موسیقی داشته باشد ، به نظر من تنها داشتن مدرک کارشناسی موسیقی نمی‌تواند دلیل موجهی برای تشکیل کلاس‌های موسیقی باشد. باید نظارت کارشناسی دقیق‌تری نسبت به این کلاس‌ها و مدرسین آن‌ها اعمال شود. در گذشته تعداد کلاس‌های موسیقی بسیار اندک ولی بسیار معتبر بود و به همین دلیل بسیاری از هنرمندان خوب امروز ماحصل تلاش اساتیدی هستند که در آن مراکز مشغول تدریس بودند. این معضل در شهرستان‌ها که منشاء رشد و شکل‌گیری اکثر هنرمندان موسیقی می‌باشد بیشتر به چشم می‌خورد و با سهل‌انگاری در صدور مجوز کلاس‌های موسیقی شاهد آموزش غیر اصولی به هنرجویان هستیم.


عملکرد حوزه هنری را در حمایت از هنر و هنرمندان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
تا آنجایی که من اطلاع دارم عملکرد حوزه هنری در چند سال گذشته بسیار خوب بود. برگزاری کنسرت‌های متعدد ، حمایت از تولید و نشر آثار هنرمندان و فعالیت در خیلی شاخه‌های دیگر از جمله اقدامات مثبت حوزه هنری بوده است. به هر حال حوزه یک نهاد فرهنگی‌هنری است که می‌تواند نقش بسیار سازنده‌ای در اشاعه هنر داشته باشد. در گرگان من شاهد برنامه‌های بسیار قابل تقدیری در زمینه اجرای کنسرت و تکثیر آثار موسیقی بوده‌ام و این جز با همیاری کارشناسان و مدیران حوزه هنری و هنرمندان عزیز مقدور نبوده است. آثار بسیار خوبی تولید شده است اما نمی‌دانم به چه دلیل مردم کمتر از این تولیدات اطلاعی دارند. امیدوارم این زحمات با همکاری دیگر نهادها و ادارات و سازمان‌ها به فراموشی سپرده نشود و هر چه بیشتر بر روی آموزش اصولی و ارائه آثار هنری که باعث ارتقاء هنری جامعه بشود فکر شود چرا که مردم به این اماکن هنری اعتماد دارند . برای پیشرفت فرهنگی باید ملی و میهنی فکر کرد. به نظر بنده اشخاصی که در جهت هنر این مرز و بوم فعالیت می‌کنند در زیر پرچم ایران اسلامی و با یک هدف مشخص ، خدمت به هنر می‌کنند.


مهمترین دغدغه شما به عنوان یک هنرمند برای موسیقی و روند رو به رشد آن چیست؟
دغدغه‌ها که زیاد است ، اما مهمترین آن این است که یک نوازنده تا زمانی زنده است که بتواند با مردم باشد. یعنی رو در روی مردم بتواند حرف دل خود را با نوای ساز خود بزند. این هنرمند همیشه زنده و تأثیرگذار خواهد ماند. هنگامی که این را از هنرمند بگیری گوشه عزلت می‌گزیند و دچار مرگ تدریجی خواهد شد. اصولا اکثر آثار جاودان در موسیقی نشأت گرفته از چرخه زندگی خود هنرمند در طبیعت خداوند و دیگری بازتاب همزیستی با مردم و مسائل اجتماعی آنان می‌باشد. یکی از چیزهایی که موجب شور و شعف برای یک هنرمند موسیقی است اجرای کنسرت است. من و دوستان دیگر به طور مثال برای اجرای یک کنسرت در حدود 6 ماه با جان و دل وقت می‌گذاریم تا یک برنامه موسیقی را در حد ایده‌آل آماده کنیم اما وقتی با بعضی موانع روربه‌ رو می‌شویم خیلی برایمان سخت است. خیلی از هنرمندان برجسته ما کلی آثار اجرا نشده دارند چرا؟ این سؤال را فقط می‌توان از مسئولین پرسید . اینهاست که باعث دلسردی و عدم رشد کار هنری یک هنرمند می‌شود.

گفت و گو: عبدالهی‌فر
تنظیم و ویرایش: حسین عبدی

حوزه هنری استان گلستان


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

     

تمام حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری گلستان می‌باشد | نقشه سايت